الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
389
تفسير مجمع البيان (فارسى)
آن صداى آهسته و پنهانى است ، از قول اعشى : تسمع للحلى وسواسا اذا انصرفت * كما استعان بريح عشرق زجل ميشنوى صداى زنگوله خلخال را هر گاه برختخواب و خوابگاه خود ميرود چنانچه بسبب باد صداى دانه خشخش دانه درخت عشرق شنيده مىشود ، شاهد اين بيت وسواسا است كه صداى آهسته و آرام باشد و اين بيت از هفت قصيده معلّقه مشهوره است . روبه گويد : وسوس يدعو مخلصا ربّ الفلق * سرّا و قد آون ت ؟ ؟ وين العتق آهسته و يواش ميخواند از روى اخلاص و خلوص پروردگار صبح را در نهانى و صدا ميكرد مانند صداى شكم گور خر وقتى كه پر خورده و آشاميده باشد شكمش آهسته صداى طق طق مىكند ، شاهد اين بيت كلمه وسوس است كه صداى آرام باشد . و وسوسه مانند همهمه است و از آنست قول ايشان فلانى موسوس هر گاه بر او غلبه كند چيزى كه او را مبتلا به زرداب و كسالت صفرايى كند گفته مىشود وسوس وسواسا و وسوسه و توسوس . الخنوس : پنهانى بعد از ظهور است ، خنس يخنّس و از آنست الخنّس در بينى يعنى تو دماغى گفتن براى نهانى آن بگرفتن او در موقع گريپ و سرما خوردگى . الناس : اصل آن اناس است ، پس همزهاى كه فاء الفعل است حذف شده و دلالت مىكند بر اين انس و اناس ، و امّا قول ايشان در تحقير آن نويس ، پس الف دوّم چون زايده بوده اشتباه بالف فاعل شده ، پس